آسیت عبارت است از تجمع مقادیر زیاد مایع در حفرهٔ صفاق. هر چند سیروز شایعترین علت آسیت است، اما این حالت ممکن است بر اثر علل متعدد دیگری نیز ایجاد شود (جدول ۴- ۴۵). اختلاف غلظت (گرادیان) آلبومین سرم و آسیت جایگزین طبقهبندی اگزوداتیو/ ترانسوداتیو شده است. بالا بودن اختلاف آلبومین سرم با مایع آسیت (بیش از g/dL 1.1) وجود فشار بالای باب را نشان میدهد ولی علت آنرا مشخص نمیکند. هنگامی که بیشتر از mL ۵۰۰ مایع انباشته شود آسیت از لحاظ بالینی قابل شناسایی است. وجود ماتیته متحرک (shifting dullness) در دق، حساسترین نشانهٔ بالینی آسیت است ولی سونوگرافی با سهولت بیشتری میتواند حجمهای کم مایع را شناسایی کند (mL 250).
سیروز دقیق رویدادهایی که منجر به تشکیل آسیت در سیروز میشوند هنوز در پردهٔ ابهام است. اما احتباس بیش از حد نمک و آب در کلیه (ناشی از هیپرتانسیون پورت) و درون صفاق میشوند (نظریه سرریز شدن (overflow theory)). از سوی دیگر، کاهش حجم مؤثر خون به دلیل گشاد شدن شریانها منجر به فعال شدن دستگاههای نوروهورمونی و احتباس سدیم و آب میشود (نظریه کاهش جریان underflow theory) و آسیت تداوم مییابد.
علل آسیت | |
اختلاف غلظت آلبومین در سرم و مایع آسیت | |
بالا: | پایین: > g/dL 1.1 |
سیروز | کارسینوماتوز صفاقی |
احتقان مزمن کبد | سل صفاقی |
نارسایی قلب راست | بیماری لوزالمعده و صفراوی |
سندرم بودکیاری | سندرم نفروتیک |
پریکاردیت فشارنده | |
متاستازهای حجیم کبدی | |
میکزودم | |
آسیت های مختلط |
درمان آسیت در وهله اول عبارتست از محدودیت مصرف سدیم (ترجیحاً کمتر از g ۲ در روز). در صورت وجود هیپوناترمی (کمتر از ۱۲۵ میلیاکیوالان در لیتر) ممکن است محدودیت مصرف مایع لازم شود. تجویز اسپیرونولاکتون که یک آنتاگونیست آلدوسترون است همراه با یک داروی مادر مؤثر بر قوس هنله (نظیر فوروزماید) در ۹۰٪ بیماران مؤثر است. مصرف بیش از حد آنها ممکن است منجر به اختلالات الکترولیتی (هایپوناترمی، هایپوکالمی) و کاهش حجم و در نتیجه، اختلال عملکرد کلیوی شود و به طور بالقوه، انسفالوپاتی کبدی را تشدید نماید. آسایتهای مقاوم به درمان تقریباً در ۱۰ درصد موارد سیروز روی میدهند و طبق تعریف آسیتهای شدید و مداومی هستند که علیرغم تجویز حداکثر درمان دیورتیک (اسپیرونولاکتون mg ۴۰۰ در روز و فوروزماید mg 160 در روز) ادامه مییابند و یا مواردی هستند که با تجویز دوزهای کمتر از حداکثر این داروها، ازوتمی یا اختلالهای الکترولیتی بروز میکند.
درمان این بیماران عبارت است از پاراسنتزهای مکرر و حجیم و افزایش حجم کلوئیدن، آلبومین، شنت پورتوسیستمیک از طریق ژوگولار و پیوند کبد. در سالهای اخیر مطالعات فزایندهای بر روی آنتاگونیستهای گیرنده وازوپرسین به نام آکوارتیکها (aquaretics) (دفع آب فاقد الکترولیت را افزایش میدهند) از نظر استفادهٔ آنها در هالیپوناترمی انجام شده است. این داروها ممکن است در درمان آسیت مقاوم مفید باشند. آکوارتیکها، کانالهای آکواپورین – ۲ را در مجاری جمع کننده ادرار و در نتیجه، باز جذب آب را کاهش میدهند. Conivaptan، یک دارو از دستهٔ آکوارتیکهاست که اخیراً مورد تأئید انجمن غذا و داروی ایالات متحده قرار گرفته است.